خاطرات من و همکارانم در اداره

خاطرات من و همکارانم در اداره


سلام دوستای خوبم..

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ تابستون خوش میگذره؟ اداره ما حسابی تابستونی شده... هیچ خبری نیست.. بعضی وقتا حسابی حوصله ام سر میره.. امروز کلی کار داشتم که یه مراجعه داشتم.. نیم ساعتی وقتمو گرفت تا اومدم به کارام برسم آقای معاون گفتن بیان جلسه.. از ساعت 10:30 تا 13 هم تو جلسه بودم و اینقدر این آقای معاون حرف زد که همه انرژیم تحلیل رفته و نمیتونم رو کارم که محاسباتی هم هست تمرکز کنم.. احساس می کنم سرم اندازه یه توپ بزرگ شده که حسابی بادش کردن و میخواد منفجر بشه ... نمیدونم چی میشه که یهویی موقع جلسه ها این آقای ح هم پیداش میشه و میاد تو جلسه و اظهار نظر میکنه ...

من برم به کارام برسم.. فعلا بای



گزارشی از سفر به شمال

سلام..

یکی دو روز رو تو مسافرتم اختصاص دادم به طبیعت گردی... عکسها رو هم که بهتون قولش رو داده بودم گذاشتم..خیلی خوش گذشت .. جای همتون سبز

به این گیاه میگن لال کنک... معتقدن اگه بخوری لال میشی!

به این میگن لال کنک!

این هم یک عدد به.. که البته هنوز خوب نرسیده

این میوه هم به است

این هم که گل ختمیه

گل ختمی

شکار لحظه ها!

پروانه در طبیعت

این هم ویلای جنگلی..

ویلای ییلاقی

درخت گردو

گردو

تصویری از آسمان زیبا

تصویری از درخت و آسمان

قدرت خدا واقعا دیدنیه.. بدن آدم رو میلرزونه



من برگشتم

سلام دوستای خوبم

من بالاخره برگشتم.. تعطیلاتم تموم شد... خداییش خیلی خوب بود.. کلا حال و هوای شمال همیشه خوبه ...هر دو سه روز یه بار بارون میومد... در اولین فرصت یکسری عکس براتون میذارم .. دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود.. امروز صبح هم بیدار شدن خیلی برام سخت بود اما اولش سخته بعدش دوباره آدم عادت میکنه.. فعلا خداحافظ ... کلی کار دارم به همتون هم باید سر بزنم.. در اولین فرصت دوباره میام با کلی حرف



عروسی

 

سلام

آخی چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود... این بیماری ناشناخته من باعث شده بود یه مدت حوصله نوشتن نداشته باشم.. الان هم اومدم یه خبر خوب بدم.. خانم س داره ازدواج میکنه.. بالاخره داره بخت ادارمون باز میشه... خدا کنه ما رو هم دعوت کنه.. تعطیلات تابستانی ما هم داره شروع میشه و من احتمالا از هفته دیگه میرم مرخصی...



زنده ام

سلام

از دوستای خوبم که این مدت حالم رو پرسیدن خیلی ممنونم... راستش رو بخواهید دچار یک بیماری شدم که الان ۱ ماه و نیمه هیچ دکتری نتونسته درمونم کنه.. روز شنبه رفتم پیش یه دکتر خوب .. فردا هم قراره برم برای مراحل تکمیلی تشخیص بیماری... برام دعا کنن.. خیلی ناراحتم و استرس دارم...

به محض اینکه احوالاتم بهتر بشه بیشتر میام اینجا و می نویسم...



تولد حضرت علی (ع)

تولد حضرت علی (ع) مبارک باد.

این گلها هم تقدیم به آقایون:

مبارک باشه



چی بخرم؟؟!!!

سلام

همونطور که هممون می دونیم چهارشنبه تولد حضرت علی (ع) و روز پدر (حالا بعضی ها هم میگن روز مرد!!) می باشد... به همین مناسبت اول این دو تا را داشته باشین:

به به

خوشمزه است

اما مطلب دوم اینکه بنده که در روز زن هیچ هدیه ای دریافت نکردم لذا خواستم تلافی کنم و هدیه نخرم.. خیلی هم مصمم بودم .. ولی یواش یواش دارم به این نتیجه می رسم خوب من هدیه بخرم شاید بعضی ها خجالت زده بشن .. حالا چی بخرم؟! این کادو خریدن برای آقایون هم دردسره.. لطفا اگر کسی در این زمینه اطلاعات ارزشمندی داره به من کمک کنه!! عجله کنید چیزی نمونده ها!!!

بعدا نوشت: من باید برم دکتر.. اوضاع و احوالم نامساعده.. برام خیلی دعا کنید..




از روزگار دلم گرفته .... از این تکرار دلم گرفته... دلم میخواد گریه کنم... بارون ببار دلم گرفته...

بگذریم... موافقید منم یه بازی طرح کنم.. اصلا هر چند وقت یه بار یکی مون یه بازی طرح کنه و بقیه رو دعوت کنه تو اون بازی شرکت کنن!

اما بازی امروز:

از توی عکسهایی که تو کامپیوترتون دارید ۲ عکس انتخاب کنید... عکس اول عکسی باشه که روحیات شما رو وقتی خیلی خوشحالید نشون بده و عکس دوم عکسی باشه که روحیات شما رو وقتی خیلی ناراحتید نشون بده.. موافقید؟؟؟ خودم هم اول از همه بازی می کنم...

عکس اول:

وقتی خیلی خوشحالم!

عکس دوم:

وقتی ناراحتم!

منم از شما رسما دعوت می کنم در این بازی شرکت کنید:

۱- مشی جونم

۲- نازلی عزیزم

۳- بابایی وبلاگ ۹ ماه و ۹ روز

۴- اینموریکس!

۵- سحر بانو

زود باشین تنبل ها.. دیر میشه ها!



معاون جدید!

سلام دوست جونای مهربون

چند روزیه که یه معاون جدید برامون اومده... قراره اتاق آقای ح رو بهش بدن... این معاون جدید به نظر آدم خوبی میاد .. کلی هم مهربونه... تپل هم هست.. کلا تپلها آدمای مهربونین! (این هم از اون حرفا بود ها!)

راستی یادم نبود.. هوراااااااااااااااااااا امروز چهار شنبه است یعنی آخر هفته و دو روز استراحت  .. ساعت ۴:۳۰ باید برم کلاس تایچی .. فردا هم نمی دونم برم استخر یا نه!! آخه بعد از استخر کلی خوابم میاد و میرسم خونه بلا نسبت عین مرده ها میشم و هیچکی نمیتونه از جا بلندم کنه .. هی میخوام چشمامو باز کنم نمیشه ..

در ضمن هنوز هم نالاحنم

نالاحنم

فعلا خداحافظ دوستای مجازیه خوبم که هیچوقت منو ناراحت نمی کنین! متشکرم



دل نازک من!

طی چند روز گذشته خیلی ناراحت بودم .. یکی از دلایل اصلی ناراحتی ام اینکه که آدمهایی رو باهاشون سالهاست دوستم و دوستشون دارم یهو یه حرفی بهم می زنن که حسابی بهم برمیخوره و نمیتونم تحمل کنم.. البته یه سری از اخلاقهای خودم رو هم اصلا دوست ندارم مثلا وقتی از دست یکی عصبانی میشم دوست ندارم تو چشماش دیگه نگاه کنم و یا حتی باهاش حرف بزنم ولی الان چند وقتیه که دارم با این اخلاقم مبارزه می کنم و سعی می کنم کینه ای تو دلم راه ندم و تا حدی هم موفق بودم .. شاید هم یکی از دلایلش قرصهای آرم بخشی باشه که الان حدود یک ساله مصرف می کنم.. شاید در ظاهر که یکی منو می بینه با خودش بگه بابا این چقدر خوشه انگار هیچ مرگش نیست ولی از درونم هیچکس خبر نداره که دلم چقدر نازکه و با تلنگری میشکنه.. اصلا دوست نداشتم دل نازک باشم و چند وقتیه که دارم مبارزه می کنم تا حدی هم موفق بودم .. این عکس رو هم تقدیم می کنم به همه اونایی که دوستی براشون ارزش داره

 

روز جمعه من و خانم ب رفته بودیم دیدن نی نی آقای ز که عکسشو قبلا براتون گذاشتم.. خیلی پسر ناز و قشنگیه.. خلاصه که کلی بهشون زحمت دادیم.... از همین جا از آقای ز تشکر می کنم که واقعا تو عالم رفاقت و همکاری هیچوقت کم نمیذاره .. تا بعد




قهرم

قهرم!



تایید!

سلام.. صبح شنبه بخیر

باز هم یک هفته دیگه شروع شد.. خدایا خودت به همه کمک کن... بارها قدرت خدا رو تو زندگیم حس کردم.. این بار هم یه امتحان دیگه است.. برام دعا کنین... من هیچوقت مایوس نمی شم.. این مهمترین شعار زندگیمه!

یا حق

 

 




ناراحتم

خیلی ناراحتم

ناراحتم به خاطر تهمتهای ناروایی که بعضی از این آدمهای چیپ و بیمصرف به من و دوستام می زنن...الآن آقای ز پیش آقای رئیسه.. رفته تا در مورد همین مسائل صحبت کنه..



نی نی ها

نیکا

این عکس نیکا ست... دختر یکی از دوستام که آمریکا زندگی می کنه.. امسال اومده بود ایران همدیگه رو دیدیم..

سام خوشگله

این هم آقا سام گل و خوشگل ... پسر آقای ز..

خیلی نازن.. نظر شما چیه؟



کیک

کیک تولد من در اداره

کیک تولد خانم ب در اداره

کیک تولد نی نی آقای ز در اداره

بفرمایید کیک

بفرمایید نوش جان!



تابستان

سلام

اولا بگم که عکس زیبایی رو که می بینید خودم گرفتم.. اردیبهشت ماه که رفته بودیم ماموریت. تو باغ گلهای اصفهان.. خیلی قشنگه نظرتون چیه؟؟ میتونم عکاس بشم؟؟؟

دوم اینکه از امروز یعنی ۱۰ تیر تا ۱۰ شهریور ما زود تعطیل میشیم .. تازه میتونیم ۱ ماه هم از مرخصی استفاده کنیم و یک سومش رو هم بهمون مرخصی تشویقی میدن که من تصمیم گرفتم از اواسط مرداد برم مرخصی .. حالا ببینیم خدا چی می خواد!

دیگه اینکه آقای الف کفرمون رو درآورده.. دوباره موجاش قاطی کردن و داره اذیتمون می کنه.. اضافه کار تشویقی ماه پیش رو هم به من و آقای ز و خانم ب نداده ..  بذار فردا آقای رئیس بیاد یه آشی واسش می پزم... من نمی دونم بعضی از این آدما چرا اینقدر بد جنس و حسودن.. دیروز هم برگشته میگه شما تابستون اضافه کار نایستین براتون رد نمی کنیم.. آخه هیچکی نیست به این بگه به تو چهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟ 



موفق شدم!!!

 



کارمند کوچولو ورزشکار می شود!

سلام من اومدم...

اینجانب یک هفته ای می شود که بطور جدی به ورزش روی آورده ام .. اول اینکه کلاس تایچی ثبت نام کردم (رزمی کار شدم.. مواظب خودتون باشید).. دوم اینکه ۲سالی بود که کارت عضویت استخر اداره رو داشتم بالاخره ۵ شنبه طلسم رو شکستم و رفتم استخر در همه این مراحل خانم مح و خانم بر نقش عمده ای داشتند.. لذا ما ۳ تایی ورزش می کنیم..

من چند سال پیش کلاس شنا رفته بودم برای همین یهو پریدم تو آب و چشمتون روز بد نبینه نفس کم آوردم و کلی آب و کلر نوش جان کردم (البته تو کم عمق رفتم و الا الآن اینجا نبودم )... امروز هم که در کلاس تایچی کلی حرکات کششی کار کردیم.. احساس میکردم ماهیچه هام دارن پاره میشن ولی این مربیه ول کن نبود هی می گفت بیشتر خودتون رو بکشید و خودش هم میومد بالای سرمون هی تشویقون می کرد و ما رو بیشتر می کشید.. دیگه آه از نهادمون بلند شده بود ..

این هم از کار و بار ما در هفته ای که گذشت



روز زن

سلام

تولد حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک

همونطور که می دونید امروز روز زن است و خلاصه اینکه ما انتظار داریم شاخه گلی هدیه ای چیزی بهمون بدن.. اما انگار نه انگار هیچکی به روی خودش نمیاره .. محل کارمون قراره بهمون هدیه بدن اما فعلا که خبری نیست.. گفتن میخوان ۳۰ هزار تومن بن شهروند بدن.. با این پول می تونیم بریم شهروند رو نگاه کنیم و برگردیم... در منزل هم از هدیه خبری نیست که نیست فقط یه تبریک خشک و خالی همین...

امروز به آقای الف میگم نمی خواهین بهمون کارانه بدین با این حقوقهای کم لااقل یه کمکی بهمون میشه.. ایشون هم در جواب گفتن چرا ولی قراره فقط به خانم س بدیم.. حالا شاید به شما هم دادیم.. ولی به آقای ز و خانم ب نمی دیم من نمیدونم این چه پدر کشتگی با این دو نفر داره.. حالا ببینیم چی میشه!!!

راستی شما چه کادوهایی گرفتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




سلام دوستای خوبم

بعد از دعوای آقای سق و خانم ب آقای رئیس خیلی ناراحت شد و گفت من از دست این بچه بازها دیگه خسته شدم .. کلی هم با آقای ح سر این موضوع دعوا کرد و گفت تقصیر شماست که این اتفاقها اینجا میوفته ... خلاصه که آقای رئیس کلی سر درد گرفته بود... آقای ح هم که از اتاق رئیس بیرون اومد لبخند ملیحی به من زد و گفت چی شده که رئیس اینقدر ناراحته .. من هم اظهار بی اطلاعی کردم ... از اون روز به بعد اوضاع کمی سر و سامون گرفت.. حالا باید ببینیم دعوای بعدی بین چه کسانی اتفاق میوفته...

من پیشاپیش روز زن رو تبریک میگم تا آقایونی که این وبلاگ رو میخونن یادشون نره که ۲ روز دیگه بیشتر نمونده و باید هر چه سریعتر برای خانمهاشون هدیه بخرن .. با شما هم هستم آقای ز که تازه پدر شدید...

حالا ببینیم این همسر ما یادش میمونه برامون کادو بخره .. سالگرد عقدمون رو که یادش رفت....


پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازدیدها : 4611
طراح