سلام دوستای خوبم..
خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ تابستون خوش میگذره؟ اداره ما حسابی تابستونی شده... هیچ خبری نیست.. بعضی وقتا حسابی حوصله ام سر میره.. امروز کلی کار داشتم که یه مراجعه داشتم.. نیم ساعتی وقتمو گرفت تا اومدم به کارام برسم آقای معاون گفتن بیان جلسه.. از ساعت 10:30 تا 13 هم تو جلسه بودم و اینقدر این آقای معاون حرف زد که همه انرژیم تحلیل رفته و نمیتونم رو کارم که محاسباتی هم هست تمرکز کنم.. احساس می کنم سرم اندازه یه توپ بزرگ شده که حسابی بادش کردن و میخواد منفجر بشه
... نمیدونم چی میشه که یهویی موقع جلسه ها این آقای ح هم پیداش میشه و میاد تو جلسه و اظهار نظر میکنه
...
من برم به کارام برسم.. فعلا بای







.. بالاخره داره بخت ادارمون باز میشه... خدا کنه ما رو هم دعوت کنه.. تعطیلات تابستانی ما هم داره شروع میشه و من احتمالا از هفته دیگه میرم مرخصی... 










!








.. اضافه کار تشویقی ماه پیش رو هم به من و آقای ز و خانم ب نداده .. بذار فردا آقای رئیس بیاد یه آشی واسش می پزم... من نمی دونم بعضی از این آدما چرا اینقدر بد جنس و حسودن.. دیروز هم برگشته میگه شما تابستون اضافه کار نایستین براتون رد نمی کنیم.. آخه هیچکی نیست به این بگه به تو چهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟ 
